در دنیای امروز، برخی افراد بهجای آنکه به اصول انسانی و اجتماعی پایبند باشند، تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند. این افراد نه رفیق کسی هستند و نه با کسی عقد اخوت دارند؛ آنها فقط پول و مقام برایشان مهم است. این واقعیت تلخ نشان میدهد که هدف برای آنها وسیله را توجیه میکند و هیچگونه مرزی در کثافتکاریهایشان نمیشناسند.
رانتخواری در سیستمهای دولتی
اما سوالی که هر روز بیشتر خود را نمایان میکند این است که چرا وزارت کار یا صندوق بازنشستگی باید این افراد را بهواسطه رانتهایشان تحمل کنند؟ آیا این افراد با اعمال خود به نظام اجتماعی و اقتصادی آسیب نمیزنند؟ وجود چنین افرادی در نهادهای کلیدی، زنگ خطری برای آیندهٔ کشور است. آنها با تکیه بر نفوذ و ارتباطات خود، هر روز به سیستم ضربه میزنند و چهرهٔ واقعی نظام را مخدوش میکنند.
بیشتر بخوانید: از راننده اتوبوس تا مدیر عامل پتروشیمی: یک داستان جنجالی
اجازه دادن به این افراد برای ادامهٔ فعالیت در نهادهای دولتی، نهتنها بهمعنای بیتوجهی به حقوق شهروندان است، بلکه به نوعی تأیید رفتارهای غیراخلاقی آنها نیز محسوب میشود. در واقع، وجود چنین افراد رانتخواری در وزارت کار و دیگر نهادها، بهنوعی نشاندهندهٔ ضعف سیستمهای نظارتی و قانونی است.
زمان تغییر است
با توجه به شرایط موجود، زمان آن رسیده که به این سوالات پاسخ داده شود. آیا واقعاً باید افراد رانتخوار در سیستمهای دولتی تحمل شوند؟ آیا نباید اقدامی جدی برای پاکسازی این سیستم انجام شود؟ پاسخ به این سوالات میتواند سرنوشت آیندهٔ کشور را رقم بزند. بهراستی، آیا میتوانیم به آیندهای امیدوار باشیم که در آن، اصول اخلاقی و انسانی بر منافع شخصی غلبه کند؟
بیشتر بخوانید: رانتخواری شگفتانگیز در شاتل؛ کارمند ۳۰۰ میلیونی با تهدید وزارت اطلاعات! · سایههای فساد در پتروشیمی و مخازن نفتی عمان



