در روزهایی که احمد میدری سکان هدایت وزارت کار را به دست گرفت، انتظار میرفت که او با شعارهای اصلاحطلبانه و دوری از رفیق سالاری، تغییرات مثبتی را رقم بزند. اما به نظر میرسد او در یک چرخش غیرمنتظره، به سمت همان روشهای قدیمی و پرحاشیه روی آورده است.
نفوذ در وزارت کار؛ چهرهای ناشناخته در کانون قدرت
مدیرکل حوزه وزارتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، کمال رضوی، به عنوان یک چهره بینام و نشان، به این سمت منصوب شده است. این انتصاب ناشی از ارتباط نزدیک او با میدری بوده و نشان میدهد که میدری به هیچ وجه تسلط و آگاهی لازم را نسبت به زیرمجموعه خود ندارد. رضوی، که تجربهای در این سطح ندارد، وظایفی صرفاً اداری را بر عهده گرفته و به نظر میرسد که فراتر از حدود اداری خود، در حال اعمال نفوذ بر تصمیمگیریهاست.
این وضعیت به وضوح نشاندهنده فقدان شفافیت و بیضابطگی در انتصابات وزارت کار است. این روند بدون شک یادآور دوران مشائیسم و رفیق سالاریهای گذشته است و سوالاتی جدی را درباره آینده این وزارتخانه و عملکرد وزیر به وجود میآورد.